شش گام موثر در مديريت بحران
مدیریت زمان
دوستان دقت کنید این مطلب توسط همکلاسی محترم آقای شیرزاد تدوین شده که به خاطر مشکلات پنل مدیریتی اسم ایشون حذف شده و بنده با اسم خودم اینجا ثبتش می کنم. از همه ی دوستان عذر خواهی می کنم، همچنین شما آقای شیرزاد «به نام حضرت دوست» مدیریت اسلامی ، مدیریت علمی ،تضاد یا تکامل آنچه که ما امروزه با عنوان مدیریت علمی می شناسیم درواقع علمی است که بعد از تحولات انقلاب صنعتی درغرب و رشد مکاتب اجتماعی مختلف در جهت حمایت از سود آوری سازمانها و گاه نیروی انسانی آن پا به عرصه نهاد .(مدیریت منابع انسانی.دکتر اسفندیار سعادت) و اما در این سو یعنی جهان اسلام بدلیل دور ماندن از این عرصه نقش چندانی در این امر بر عهده نگرفت .عده ای هم اکنون سر از لاک بیرون آورده و با ارائه مقالاتی سعی در ارائه و پا به عرصه گذاشتن مبحثی با نام مدیریت اسلامی به دنیای مدیریت دارند .اما این افراد هم اکنون حتی در سطح داخلی هم موفقیت چندانی کسب ننموده اند .اگر سری به دانشکده های مدیریت کشور بزنید متوجه این امر می شوید .اما علت این امر چیست؟ دو گروه تا به حال بر روی مدیریت اسلامی کار کرده اند .گروه اول حوزویانی هستند که بدون اطلاع از اصول مدیریت علمی و با تاکید بر فرامین مدیریتی اسلام به نقد مدیریت علمی پرداخته اند .درسوی دیگراین ماجرا اساتید مدیریت و دانشجویان این رشته که اینان با اطلاع نسبی از مدیریت علمی و با بررسی نه. مو شکافانه مدیریت اسلامی به بیان آن پرداخته اند .هیچ یک از این دو گروه تا به حال نتوانسته اند الگویی مناسب برای مدیریت اسلامی ارائه دهند و علت آن هم عدم تسلط کافی اینان به هر دو جنبه و عدم آشنایی با شرایط روز اقتصاد و صنعت کشور می باشد .درنتیجه انچه که خروجی این فرآیند را پدید آورده چیزی جز ارائه یک مبحث مبهم نداشته است .اول اینکه وقتی که ما به دنبال ایجاد یک مبحث جدید و رد مبحث قبلی می باشیم قدم اول شناخت کافی ازهر دو جنبه کار می باشد .امام محمدغزالی از مشاهیر ایران زمین می باشد .ایشان در طول زندگی خویش تلاش بسیاری درجهت ارائه دلایلی برای رد فرقه های انحرافی زمان خویش به انجام رسانیدند.امام برای بیان دلایل ابتدا خود به سراغ هر یک از این فرقه ها می رفت و همانند علمای آن به مدارس اینان رفته و به تدریس آن فرقه می پرداختند تا جایی که خود یکی از صاحبنظران بزرگ ان فرقه می شوند .دراین مرحله بود که با مقایسه مذهب مطلوب خویش با این فرقه دلایل کاقی را جهت رد اصول فرقه فرقه بیان مینمودند طوری که کسی را یارای رد دلایل ایشان نمیدیدند.آری اینچنین می توان به صورت قاطع به بررسی موضوعات مختلفه پرداخت و با صاحب نظرشدن در هر دو جنبه می توان به هدف نایل شد .اما نکته دوم اینکه آیا واقعا بین مدیریت اسلامی و علمی تقابل وتضاد وجود دارد .یا اینکه این دو می توانند موجب تکامل مباحث یکدیگر شوند .پاسخ به این سوال در واقع هدف ارائه این مطلب می باشد.. . بقیه در ادامه مطلب
دوستان گرامی اکثر ادامه مطلب یک مقاله ثبت شده که برای نظرهایی که می دید بهتره قبلش یه مرور کوچولو روشون داشته باشید. ممنون
دوستان عزیز حلول ماه مبارک رمضان رو به همه ی شما روزه داران تبریک می گیم و التماس دعا داریم. اگه خدا بخواد وبلاگای قبلی رو که یادتون هست؟! قرار بود یه سری موارد مدیریتی و زبونم لال غیر مدیریتی رو دور از گوش و چشم و زبان و کله پاچه و خلاصه همه چیه شیطون بررسی کنیم. هستید از الآن شروع کنیم؟ خوب قبول ولی قبلش باید به یه سوالایی در مورد این مورد خوشبخت جواب بدید اگه تشریفات دیگه ای نخواست ان شاءا... میریم سراغش.ok؟ و اما... در مورد بازاریابی چی می دونید؟ کاربردش کجاست؟ واسه این کار از چه ابزاری استفاده می شه؟ چه نرم افزارهایی رو در این ارتباط می شناسید و یا تجربه کردید؟ چه موانع و مشکلاتی سد راه این فن می شه؟ آیا راه حلی واسه این مشکل سراغ دارید؟ نکته های جالبی که حول این مطلب می دونید؟ بی صبرانه منتظر نظرهای علمی و غیر علمیتون هستیم راستی هر ایده ی طرح جالبی رو که دارید و تجربه کردید رو از ما دریغ نکنید ☻ÓÒÑÑ☻
دفعه ی آخری که واسه تعطیلات تابستونی برمی گشتم خونه، همسفری داشتم که راجع به مسائل زیادی با هم صحبت می کردیم. دانشجوی عمران بابل بود. دختر خوبی بود و از هم صحبتیش استفاده کردم؛ یکی از موضوعاتی رو که در موردش با هم صحبت می کردیم تناسخ بود که بعدها فهمیدم اعتقادات دوستم بیشتر با کبالا* تناسب داره تا با تناسخ. می گفت یکی از دکترای بزرگ ایرانی حتی قبر جسم قبلیش رو پیدا کرده تقریبا یادم نیست کجارو گفت ولی فکر می کنم طرفای غرب اروپا بود که اون جا در قالب یک زن چوپان زندگی می کرد. همسفرم گفت اگه به همین زندگیمون راضی باشیم و نخواییم پیشرفت کنیم و به طرف سعادت پیش بریم دفعه ی بعد هم به همین قالب یعنی همینی که الآن هستیم به وجود می آیم و واسه همینه که بعضی وقتا یه صحنه هایی رو می بینیم که واسمون تکراریین. می گفت در زمان های پیامبر چون مردم علم و فهم کافی نداشتن از بهشت و جهنم حرف می زدن در صورتی که بهشت و جهنم تو همین دنیاست و هر کسی پاداش و جزای عملشو تو همین دنیا می بینه. اینجا سوال های زیادی واسه من مطرح شد یکی این که مگه نه این که یه قسم از خوابای ما رویای صادقه است و خبر از آینده می دن؟ شاید این حوادث تکراری رو تو خوابایی دیده باشیم که از یاد بردیم. و سوال های دیگه ای در مورد آموزه های دینی مون. ولی چون دوستم خیلی خوب صحبت می کرد به خودم اجازه نمی دادم وسط حرفاش بپرم پس ترجیح می دادم بیشتر فکر کنم. تا آخر سفر کلی فکر کردم حتی تا چند روز بعدش بنا رو بر این گذاشتم که تناسخ درسته. دیدم نمی شه آخه می گفتم اگه این طوره، که هر کسی بخواهد هر کاری بکنه، هر گناهی بکنه به امید جبران، آزاده و هیچ قید و بندی نداره که!
ماهی روغن هزاران تخم می گذارد. مرغ خانگی فقط یک تخم می گذارد. ماهی روغن هرگز قدقد نمی کند، که به شما بگوید چه کار کرده است. از این رو ما به این ماهی توجه چندانی نداریم. در حالی که مرغ خانگی را تحسین می کنیم و همین کافی است نشان دهد که تبلیغ اثربخش است. آنون
سلامی چو بوی خوش آشنایی بدان مردم دیده ی روشنایی درودی چو نور دل پارسایان بدان شمع خلوتگه پارسایی سلام سلام سلام اینم از یه پرنوشت جدید واسه شما همکلاسی ها و رفقای گلمون. پس از همین الآن ورود همه ی شما دانشجویان گل مدیریتی مخصوصا بچه های دانشگاه مازندران رو تبریک می گیم و این که از الآن تا همیشه هر وقت که قدم رنجه فرمودید، دیگه خوش اومدید. از این به بعد قصدمون بر اینه که احواالمون رو، نظرامون رو، پیشنهادامون رو و درد و دلامون رو از طریق این پرنوشت با هم در میون بذاریم. چطوره؟ اینم اولین سوال واسه اولین نظرتون! سعی می کنیم مقاله ها، اخبار جالب مدیریتی و خیلی از چیزای دیگه ای رو که شما دوستان دوست دارید رو این جا بذاریم مخصوصا خاطره هامون رو؛ اینم از هدف بلند مدتمون. استراتژیش هم با شما. بیاید از حالا به هم قول بدیم همیشه و هر جا که باشیم همدیگرو فراموش نکنیم و واسه پیشرفت و تعالی علمی و معنوی هم تلاش کنیم. فقط تنهامون نذارید. باشه؟ هستید؟ پشتمون به هم گرمه؟ مطمئن باشیم؟ بابا ای ول. پس یه بوق بزنید یا علی بوق: استعاره از هر چیزی که نشان دهنده یاد شما، و اثبات کننده یاد ما باشه مثل نظر، پیام، پیامک، تک زنگ و اندش زنگه!